السيد محمد حسين الطهراني
30
معاد شناسى (فارسى)
ديگرى مُنْسيه . امّا مُسْخيه ، پس او را نسبت به مالَش بى اعتنا نموده از همه آنها مىگذرد ؛ و امّا مُنْسيه ، پس او را از تمام امور و شئون دنيا به فراموشى و نسيان مىاندازد . » متن اين روايت را در كتاب « كافى » و كتاب « معانى الأخبار » با إسناد متّصل خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم كه : قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ : لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً أَقْسَمَ عَلَى رَبِّهِ عَزّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يُمِيتَهُ ، مَا أَمَاتَهُ أَبَدًا ؛ وَ لَكِنْ إذَا حَضَرَ أَجَلُهُ بَعَثَ اللهُ عَزّوَجَلَّ رِيحَيْنِ إلَيْهَ الحديث « 1 » بارى ، در اين روايت مراد از ترديد و درنگ ، ترديد خداست در مراتب أسماء جزئيّه ، و الّا ترديد در ذات مقدّس او جلَّ و عزَّ معقول نيست ؛ و ترديد در اسماء جزئيّه درنگ نمودن در مقام عمل كردن و به فعليّت درآوردنست . خلاصه اين مؤمن ميخواهد از دنيا برود ولى ميل ندارد ، خدا هم ميل ندارد بدون اختيار و رضايت او ، او را قبض روح كند . خدا ميفرمايد : من دو شاخه ريحان از بهشت ميفرستم به دست ملك الموت ، اسم يكى از آن دو مُسْخِيه است از مادّهء « سخاء » و بنابراين مسخيه يعنى به سخاوت درآورنده ؛ و چون مؤمن
--> ( 1 ) « فروع كافى » كتابُ الْجنائز ، طبع حيدرى ، ج 3 ، ص 127 ؛ و « معانى الاخبار » طبع حيدرى ، ص 142